معرفی کتاب سیزده دلیل برای این که

اثر جی اشر از انتشارات میلکان - مترجم: فرمهر امیردوست-ادبیات دهه 2000

اگه بتونین فکر‌های بقیه رو بشنوین، چیز‌هایی رو می‌شنوین که واقعی هستن و چیز‌هایی که کاملا بی‌ربطن و اصلا نمی‌فهمین کدومشون کدومه. دیوونه می‌شین. کدومش راسته؟ کدومش نیست؟ هزار فکر هست، ولی اصلا یعنی چی؟
دوست داشتین افکار دیگران رو بشنوین؟
البته که دوست داشتین. همه می‌گن آره، البته تا وقتی که متوجه نتیجه‌ش بشین.
مثلا اگه بقیه هم بتونن فکر‌های شما رو بشنون چی؟ اگه همین الان فکر‌هاتون رو بشنون ... ؟
گاهی فکر‌هایی می‌کنیم که خودمون هم درکشون نمی‌کنیم. فکر‌هایی که حتا واقعی هم نیستن - واقعا اون‌طوری نیستن که حس‌شون کنیم- ولی به هر حال تو ذهن‌مونن، چون فکر کردن به‌شون جالبه.


خرید کتاب سیزده دلیل برای این که
جستجوی کتاب سیزده دلیل برای این که در گودریدز

معرفی کتاب سیزده دلیل برای این که از نگاه کاربران
این کتاب روی آوردن به کمترین توصیه است. از یک طرف، این کتاب با تعلیق بسته شده است. این نشان می دهد کهIts a Wonderful Life @ -exque اما پیام ارزشمند است که رفتار یک نفر می تواند اثرات موجی در یک جامعه داشته باشد، که چنین چیزی به عنوان یک عمل بی معنی وجود ندارد. این نوجوانان نشان می دهد که حتی یک فرد که ممکن است در سطح جمع آوری شود، جذاب، هوشمند، خنده دار و نسبتا محبوب است، می تواند مشکلات واقعی داشته باشد و احساس تنهایی و یا رد شود. این قدرت یکنواخت و خطرناک شایعه را نشان می دهد. اگر بخواهید کمی بحث برانگیز نباشید، فکر میکنم این یک کتاب مبهم برای یک گروه بحثی برای کتابخوانی است، زیرا شما می توانید یک انجمن برای بحث و بحث در مورد این چیزها داشته باشید و آنها را همراه با جنبه های مضطرب تر ببینید. به خصوص اصلی، که ... این یک انتقام است. هانا بیکر، دختر کوچکی است که توسط طرفداران و دوستدارانش احاطه شده است، و همچنین برخی از مردم بسیار سمی، حداقل می گویند. در نهایت، او تحت تاثیر جمعیت غلط است. سلسله ها و فلش های انباشته شده از گروه دوم عمق افسردگی رو به رشد (با تمام احتمال افسردگی) و خودکشی را تحمل می کند. او دلایل تصمیم خود را بر روی مجموعه ای از نوارها که برای بسیاری از افرادی که اشتباه او را بر عهده داشت، ثبت می کند. در حالی که هانا به شدت معتقد است که او به اندازه کافی از فرصتی برای مداخله به مردم می دهد، همچنین روشن می شود که به هیچ وجه، او واقعا اجازه نمی دهد که کسی واقعا او را کاملا درک کند، و بنابراین هر کس به شکست افتاده است. در حالی که برخی از خشونت های انجام شده توسط دشمنان سابق او به اندازه کافی محکم هستند که احتمالا شایستگی تهمت زدن است که در پی می آید (مجموعه ای از نوارها برای عموم آزاد می شود اگر نوارهای اصلی به صورت دستورالعمل انتقال داده شوند)، خواننده احساس گناه، درد ، پشیمانی و بی کفایتی راوی (که یکی از گیرندگان است) بسیار مشتاق است که خواننده بایستی بپرسد که آیا مجازات در برخی موارد بدتر از جرم است. یکی از امیدوار است که در نهایت خواننده نوجوان بزرگی از همه چیز را ببیند، تخریب یک زندگی، خرابه هایی از زندگی که پشت سر گذاشتند، تسخیر پیروزی در چنین شرایطی، خطا در اطراف (در قسمت هاناها و همچنین دیگران) - و نه تنها این واقعیت است که افراد بد بدبختانه در نهایت پرداخت می کنند، اما این چیزی است که یک بحث خوب می تواند انجام دهد.

مشاهده لینک اصلی
EDIT - 25/06/2017 برخی از سلب مسئولیت ها: من می خواهم در اینجا روشن، به طور واضح، که نظرات من در مورد این کتاب، و در مورد هانا به طور خاص. نه در مورد خودکشی یا افرادی که عموما خودکشی می کنند. این به این دلیل است که، به نظر من، او خود را تنها با هدف ایجاد دیگران احساس بدی کرد. اگر فردی به شما کمک کند، خودکشی خود را به عنوان یک قوطی استفاده می کند، افرادی که آن ها را مورد آزار و اذیت قرار داده اند (و بعضی از آنها). در اینجا مشکل من حل می شود من معتقدم که این توهین به مردم است که واقعیت آن افسردگی و افکار خودکشی است. من تکرار میکنم، نظرات من تنها با توجه به این کتاب خاص است. - بررسی اولیه\nسلام خانم ها و آقایان آنورادا اینجا زنده و تایپ کردن دور. امیدوارم آماده باشید، زیرا قصد دارم داستان این کتاب را به شما بگویم. به طور خاص، چرا من از آن متنفر بودم THIRTES REASONS WHY THIS BOOK SUCKS: 1. هانا بیکر یک شخص وحشتناک است: قبل از هر کسی به من می گوید که من قربانی را در اینجا تقبیح می کنم، اجازه دهید توضیح دهم. من نیستم. برای او متاسفم، من؛ او خیلی زیاد رفت. اما، بسیاری از مردم. نمایش دست ها - کسی که در مدرسه مورد ضرب و شتم قرار نگرفته است؟ من دارم. تا جایی که من هر روز خودم را برای یک سال تمام گریه کنم. یکی از دلایلی که هری پاتر به قلب من نزدیک است، اما داستان دیگری برای یک روز دیگر است. چه کسی در اینجا شلاق زده است؟ من فقط به این خاطر بودم که در رابطه با کسی جوانتر از من بودم. شما رانش می کنید هر چه از هاناها گذشت، اکثر مردم. آیا برای انجام این کار به آنها دیوانه شدم؟ قطعا آیا فکر میکردم که خودم را بکشم تا احساس گناه کنم؟ نه برخی از حوادث با هانا، من موافقم، حساس هستند. دیگران نیستند من هم نمیتوانم کمک کنم اما احساس می کنم که او می تواند این @ snowball @ را متوقف کند. (مشاهده اسپویلر) [مانند گزارش Peepping Tom. مقابله با کورتنی گزارش تجاوز به لعنتی گزارش تصادف (مخفی کردن اسپویلر)] دلایل خود برای ارتکاب به خودکشی احساس بیشتر شبیه به آنها مجازات هر کس که او را به اشتباه، به جای پایان دادن به درد و بدبختی او. کدام اشتباه است شما در مورد چگونگی قلدری اشتباه نمی کنید، فقط در خودتان شرکت کنید. قربانی کردن دیگران به خاطر قربانی شدن شما، درست نیست. آنچه که دیگران به هانا انجام دادند، بی رحم و ناموفق بودند. اما پس از آن هانا به آنها رسید. نه خودکشی، بلکه نوارها. 2. دوست من خودش کشته شد و نمی دانم چرا: دوستم چند سال پیش خودکشی کرد. اجازه می دهم او را صدا بزنم. او هفده ساله بود، وقتی که خودش کشته شد. تقریبا هجده. 5 مارس 2012. روز بعد از 12 جلسه انگلیسی من. سه روز قبل از هیئت مدیره فیزیک من. من هرگز لحظه ای را که فراخوانی آمد، فراموش نخواهم کرد. همیشه. این معلم زیست شناسی من بود. او (ه) معلمان من بود. در حقیقت، او هرکدام از معلمان به دختر میرفت. Prefect کلاس، دانش آموز مسئول، سرپرست. دوستان و من از جمله آخرین افرادی بودند که تا به حال با او صحبت کرده بودند. در امتحاناتش به خوبی کار گذاشته شد (من 92 ساله بودم، من فکر می کنم از 100 ممکن است). هرگز، در یک میلیون سال، تا به حال فکر کرده ام که او چنین گامی را می برد. او خوشحال شد. منظورم این بود که همه ما فکر میکردیم؛ او هرگز دلیلی برای اعتقاد بر این نداشت. او معمولا لبخند زده بود، مفید بود. اما بعد، خوب. او بهترین دوست من نبود، مطمئنا، اما مرگ او من را شکست. نه به این دلیل که ناگهان بود، بلکه چون ما هرگز آن را ندیدیم. من تمام روز آن روز گریه کردم من تا به حال به یاد داشته باشید همیشه در طول مدت زیادی گریه می کنید. من با مادرم برای تمام هفته بعد خوابیدم. مشکل این بود که ما حتی نمی توانستیم خیلی ناراحت شویم. همه ما امتحان هایی برای آماده شدن داشتیم. این یکی از سخت ترین مواردی بود که من تا به حال انجام داده بودم. او در جلوی من در سالن امتحان ایستاده بود. هر زمانی که سرم را بالا بردم، صندلی خالی را دیدم. بعد از امتحان بعدی پدر و مادرم را دیدم. ما حتی نمی دانستیم که آیا این کار درست بود. بعد از همه هفده سال داشتیم. برای چند ماه پس از آن، من (و دوستانم، همانطور که بعدا متوجه شدم)، بیش از این فکر کردم. من هر مکالمه ای را که داشتیم، از هر دقیقه که گذشت، با هر کلمه ای که گذشت، از هر واژه ای گذشتم. من خودم را حفظ کردم، چیزی که از دست دادم. منظورم این است که باید نشانه ای داشته باشیم. وجود ندارد من خودم را متهم کردم همه ما انجام دادیم منظورم این بود، من یکی از آخرین افراد بودم که با او صحبت می کردم. چگونه آن را نادیده گرفتم؟ آن چیزی که من در آن زمان به آن نیاز نداشتم، او را به خاطر آن متهم کردم. من برای چند ماه فکر کردم. روزی که نتایج ما به دست آمد، روزی که من به دانشگاه پیوستم ... سپس حدود دو سال بعد، ارشد من در دانشکده درگذشت. من نمی دانم چرا، آن روز همه چیز به من رسید. و من گریه کردم من خیلی گریه کردم، سرم صدمه دیده بود، و من نمی توانم روز بعد به کالج بروم. وقتی کسی که شما می شناسید خود را می کشد، به اندازه کافی برای مقابله با آنها بدون آنها شما را به طور کامل به خاطر مرگ آنها سرزنش می کنند. بدون آنها به شما می گوید، باید تلاش بیشتری کنید. به من اعتماد کنید، احساس مسئولیت خودکشی دیگران بدترین احساس در جهان است. شما طول می کشد تا از آن خارج شوید. 3. کسی که می دانم به خاطر مرگ شخص دیگری شناخته شده بود من می دانم: این تقریبا دقیقا یک سال اتفاق افتاد ...

مشاهده لینک اصلی
امتیاز واقعی من برای این 1.5 است. من این کار را برای مدت کوتاهی نوشتم زیرا من کمی نگران این بودم که چطور می توانم آن را ببینم اما اکنون آماده نوشتن آن هستم، افکار من پردازش شده است و من آماده نوشتن نظر من شدم. اولین چیزها. من می خواهم برای ثبت نام در حال حاضر که من فکر نمی کنم که افرادی که خودکشی خود ذاتا خودخواه هستند. من می دانم که مردم آن را انجام می دهند، زیرا در آنها چیزی وجود دارد که به آنها تنها گزینه ی آنها را می گوید و راه دیگری را نمی بینند. میفهمم، متوجه هستم، درک میکنم. با این حال، من فکر می کنم مردم می توانند خودشان را در راه انجام آنها در مورد خود. به عنوان مثال، من فکر می کنم افرادی که خود را در برابر قطار متمایل به خودکشی می کنند، بسیار خودخواهانه هستند، زیرا آنها از طریق چیزی آسیب زدن به شخص دیگری و قرار دادن شخصیت در مقابل کسی می گذارند. در آن صورت راننده قطار فقیری که باید در طول زندگی خود زندگی کند باید باشد. در مورد این کتاب، من فکر می کنم آن فوق العاده خودخواهانه به مردم دیگر که تقصیر خود را که شما خود را به قتل رساندند و به لحاظ احساسی آنها را مورد آزار و اذیت قرار داده و آنها را برای بقیه عمر خود مجازات کنید. آن را در همان سطح به عنوان کسی که می گوید به کسی (به عنوان مثال) اگر شما شکستن با من، من خودم کشتن. این خیلی کوچک و سادیست است و من فقط نمی توانم با آن همدردی کنم. من حتی می توانستم فهمیدم که اگر هر کسی که یک نوار داشته باشد، چیزی به اندازه کافی بدست آورده بود که بتواند یکی را بپردازد اما آنها نداشتند. فقط سه نفر از دوازده نفر کاری واقعا وحشتناکی انجام داده بودند و یکی از کسانی که به وضوح نیاز به کمک به خود و چیزهای واقعا بد که دو نفر حتی به هانا انجام داده بودند، کمک می کردند. من دلم نمیخواد دلایلش را به اندازه کافی برای خودم بکشد، چون واضح است که اگر کسی آن ذهنیت خاص را داشته باشد و همه چیز اتفاق بیفتد و اثر گلوله برفی را به خودش بسپارد، پس بله میتواند به آن برسد. با این حال، در طرح بزرگ از همه چیز (به جز سه دلیل که من اشاره به قبل)، آنها مشکلات بسیار کوچک است که بسیاری از مردم در زندگی و یا در مدرسه خود را مواجه شده و در نتیجه آنها به دلایل کافی خوب برای حکومت از ترک این افراد با این گناه ساختن مردم در مورد چگونگی اعمال آنها بر دیگران تاثیر می گذارد، چیز خوبی است و چیز خوبی است که مردم می توانند از آن آگاهی داشته باشند، اما این چیزی نیست که در اینجا در این کتاب انجام شود. هانا به طور خلاصه چند بار آن را ذکر کرد اما در نهایت فقط به هانا بازگشت و احساس می کرد که همه آنها توسط آنها مرتکب اشتباه شده اند. هانا از اذیت و آزار و اذیت همه هراسان است که آنها را به فکر کردن درباره این موضوع می اندازد که چگونه اعمال و کلمات آنها دیگران را تحت تاثیر قرار می دهند و پس از آن شین ها را ترک می کنند و خود را به آنها می گویند که این خطا است. او حتی جسارت دارد تا به آنها بگوید که می توانند انتخاب کنند که چگونه نوارها بر آنها تأثیر می گذارند (من کمی فرق می گذارم چون نمی توانم نقل قول دقیق را به یاد بیاورم، اما اساسا این است) و این خط من را مانند دیگران خلق کرد. سخت تر برای من درک می کنم این است که بسیاری از چیزهایی که برای او اتفاق افتاده است، برای من اتفاق افتاده و در حالی که من احساس بدی می کردم، هرگز فکر نمی کردم کاری انجام دهم چون خودم را به خاطر آنها می کشم؛ زیرا ذهن من درست کار نمی کند. هنگامی که یک شایعه درباره من در مدرسه آغاز شد، کل مدرسه را فرا گرفت و من مجبور شدم از طریق کلاس ها با افراد جوانی درباره من صحبت کنم و درباره من صحبت کنم. وقتی با دوستانم سقوط کرد یا به دلایل احمقانه آنها را از دست دادم هنگامی که برخی از دوستان من متوقف شدن تماس با من و یا صحبت کردن به من برای هیچ دلیل آشکار نیست. زمانی که احساس کردم از بعضی دوستان استفاده می شد احساس می کردم که آنها فقط با من آویزان بودند و یا می خواستند من را بشناسند، زمانی که هیچ کس دیگری در اطراف آن نبود. وقتی که من از طریق تمام این موارد رفتم، ذهنم به من گفت که این افراد را نادیده بگیرد، آنها مجبور به ناراحت شدن می شوند، زندگی بهتر می شود، و خودم را از بین می برم. این به من نشان می دهد که ذهنیت خود و چگونگی برخورد ذهن برخی افراد به این که چطور این چیزها بر آنها تأثیر می گذارند، نشان می دهد که چرا من موافق نیستم که این افراد را می توان به خاطر ایجاد یک شخص به خودکشی متهم کرد. بنابراین، کتاب شخصیت اصلی داشت که من نمی توانستم با آن همدردی کنم و صادقانه نخواستم. هانا برای من دوست داشتنی نیست و راهی که کتاب نوشته شده بود کمک نکرد. صدای او همیشه به عنوان کوچک و مظلوم و جنجال برانگیز آمد. من نمیتوانم با او کنار بیایم. سپس ما به یکی دیگر از شخصیت اصلی، Clay حرکت می کنیم. من هم Clay را دوست نداشتم او به عنوان مظهر مرد خوبی که من از آن متنفر بودم، روبرو شدم و روایت کامل او خواندن بود. او در مورد چگونه او شنیده شایعات در مورد هانا صحبت می کند و در حالی که گوش دادن به نوار او می گوید او احساس بد که او شایعات بر این باور بودند و در حال حاضر بخواهد HED به هانا بیشتر صحبت کردیم و یا از او خواست به دلیل آن را تبدیل کردن آن تصریح شده است. خوب، اما اگر این درست باشد، چه؟ اگر ثابت کند که هنوز هم احساس بدی می کند؟ آیا او شلخته است که او را کمتر از زمان خود به دست آورده است؟ آه هانا، اگر من فقط می دانستم که شما یک بیگانه نیستید، مثل این افراد ستمکار، من می خواهم شما را با پذیرش خود برکت دهم، زیرا می دانم که شما فضیلت دارید. او همچنین سه ...

مشاهده لینک اصلی
این نظرسنجی را برای مدت زمان بسیار زیادی انجام دادم، فقط به این دلیل که قبل از اینکه بتوانم آن را به دست بیاورم، نیاز به سر سرد بود. من همچنین برخی از موانع را به نمایش تلویزیونی رسم می کنم، بنابراین اگر هشدار عادلانه ای وجود نداشته باشید، ممکن است برخی از اسپویلرها وجود داشته باشد .... سیزده دلیل چرا کتاب بسیار بحث انگیز است و شما به آسانی می توانید ببینید که چرا. اعتقاد من این است که جهان امروزه کمی حساس است، اما این یکی از این موارد نیست. ایده این کتاب که خودکشی را تحسین می کند، توسط استدلال های بسیار قوی پشتیبانی می شود. و این مسئله تمام با شخصیت مرکزی داستان شروع می شود، هانا بیکر. او خودکشی می کند و نوارهایی را می فرستد که در آن او انگیزه های پشت تصمیم خود را کشف می کند و مردم آن را مسئول می دانند. در حال حاضر، من در نقل قول \"مسئولیت\" در نظر گرفتم، در نتیجه، تصمیم هانا به مرگ بود. و برای همه ی گلی که ممکن است برایش بیاورم، حداقل برای من، حس بسیار زیادی نداشت. افشای کامل: من می دانم که قربانی را نباید مقصر بدست آورید، اما اگر این کتاب را بخوانید، آمادگی خود را برای حس کردن با هانا آماده کنید. ممکن است فقط من باشد، اما من ناراضی و ناراحت کننده و به طور کلی یک شخصیت نیمه غیرقابل استفاده را پیدا کردم و در کتاب خودکشی که به سختی انجام می شود به من اعتماد دارد. اما آسیر این کار را می کند. او باعث می شود که چشمانتان را در هانا ثابت نگه دارید و (اغلب غیرمجاز) نانی کنید. هانا در واقع برخی چیزهای ترسناکی را که به او میرسد اتفاق میافتد و شما نمیتوانید همه افراد را قوی کنید، اما حتی بیشتر از آنکه کتاب ادامه پیدا کند، هانا چیزهایی را برای توجیه کردن خود به کار میگیرد. نیاز به زندگی او دارد. این درحالی بود که برخی از نکات را تکان داد که چگونه خود را در موقعیت هایی قرار می داد که می توانست از آن اجتناب شود. اکنون می توانید در مورد Clay، قهرمان دیگر رمان صحبت کنید. او را دوست داشتم، حتی اگر کمی نادان باشد. کاملا واضح است که Clayâ € ™ ثانیه عشق به هانا بسیار قوی تر از راه دیگر است. یک نقطه وجود دارد که Clay نوار شخصی خود را در بین کسانی که هانا ساخته شده به اتهام کسانی که او را به مرگ او منجر می شود، کشف می کند و در آن زمان من واقعا شروع کردم به انتظار برای پیچ و تاب. من فکر کردم: خوب، اگر او نوار داشته باشد، باید چیزی اتفاق افتاده باشد. اما نه. او دلیلی برای بودن وجود ندارد. هانا خودش را می گوید، که حتی آن را احمق تر می کند. و همه در حالی که Clay به دلیل آن رنج می برد، ترس از اینکه چرا هانا او را سرزنش می کند. همانطور که گفتم، من هانا را در بسیاری از چیزها نیازمند و ناعادلانه یافتم. مثال دیگری می تواند نوار با کوچک باشد، جایی که هانا می گوید او تنها دو انتخاب را در دنیای بسیار محدود ما ارائه می دهد: می گویند که \"او\" را ترک کرد و از آنجا بیرون رفت یا راهی پیدا کرد تا حرکت کند . البته او تصمیم نگرفت و تصمیم گرفت که کوچکتر به نظر برسد. و من باید از خودم بپرسم که این حقیقت که من یک مرد هستم قضاوت من را ابراز می کنم. من تنها کسی هستم که فکر می کنم احمقانه است؟ او می خواست او را بیشتر از این کار کند؟ من فکر می کنم شما متوجه شدید که کلمه \"پاپ\" را در نقل قول قرار می دهید. من می دانم این یک موضوع حساس است، اما من را بشنود. من با یک دوست خوبم که کتاب را خوانده ام نیز صحبت کردم. او یک زن است و من می خواستم او را به خاطر بسپارم، زیرا نمی خواستم یک شگفت انگیز شوم. و او فقط مثل من احساس کرد بنابراین هانا به این حزب می رود. او خودش می تواند پیش بینی کند چه اتفاقی خواهد افتاد. او چنین می گوید. حتی Clay می گوید که او تنها برای شکستن آخرین اوراق قرضه که او را از انجام خودکشی نگه داشته است. و او آنجا در استخر قرار دارد و این مرد به او می آید و شروع به دست زدن به او و چیزهای دیگر می کند. و در اینجا بزرگترین مسئله است: من می دانم باید رضایت داشته باشیم، اما او چیزی نمی گوید. مطلقا هیچ چیزی. و سکوت ممکن است رضایت نداشته باشد، اما هانا حتی سعی نمی کند. مثل همه او فقط آنجا می ماند و اجازه می دهد تا او به او بپیوندد. و حتی بر روی نوار او می گوید که او به نقطه ای از سکوت کامل وحشت زده شده است. فقط او باید حدس بزنید که او آن را دوست ندارد. و من دوست دارم: آیا شما جدی هستید؟ او مانند او انتظار داشت او را بخواند. به نظر می رسد که شما به لندن بیایید و از خود بپرسید چرا به شما حمله کرد. من در اینجا حساس هستم؟ از آنجا که این واقعا هدف من نیست. اکنون، گفتم که من برخی از موازی های تلویزیونی را نشان خواهم داد و این کار را خواهم کرد. من احساس می کردم که این نمایش کار خوبی را در راستای تأکید بر این واقعیت انجام داد که جهان در میان مردم خوب و افراد شریر از هم جدا نیست. مناطق زیادی خاکستری وجود دارد. اما شاید همین دلیل است که من هانا را در مجموعه تلویزیونی حتی بدتر یافتم. و به عنوان یک یادداشت جانبی، داستان جاستین را در تلویزیون نشان دادم که بسیار حائز اهمیت تر از هانا است. شما نمیتوانید دلایلی را که مردم را به زندگی خود منتقل می کنید مقایسه کنید، اما حتی داستان Justinâ € ™ ثانیه در نمایش به طرز ماهرانه تر از هانا است. شاید این یکی از دلایلی بود که نمایش هانا حتی از کتاب هانا آزارنده تر بود. یکی دیگر از دلایل آن این است که نمایش هانا Clay حتی بیشتر آسیب می رساند و من متوجه شدم که واقعا نفرت انگیز است و این در مورد همه چیز است. امیدوارم مردم را دیوانه نکنم. برای یک بار من واقعا در نظر نگرفتم این بررسی را فقط به این دلیل انجام دهم که ممکن است تعدادی را مجازات کنم. اما این چیزی نیست که جهان باید برود. بنابراین اینجاست.

مشاهده لینک اصلی
کلمات PerigosasNà £ باور مسئولیت خودکشی افراد دیگر را می توان به دیگر که OO £ próprio نسبت داده! à ‰ قرار سدیم £ درجه یکی از تخته سنگ pedaço که در آن هر کسی سرگرم تند به محتوای قلب خود باشد! قدرت arbÃtrio رایگان à © ذاتی به همه و ما همیشه می توانید exercê آن را به محدودیت های اعمال شده توسط vida.Contudo مسیر ما، رشد آگاهی à © کند محدود است، و شامل várias مراحل £ maturaçà رخ دوره آسیب پذیری بیشتر نوجوانی یکی از آنهاست. به عنوان یک مرحله از بیداری حواس، à © یک perÃodo به خصوص حساس، حساسیت به قرمز، با فراوان ¢ نمونه از emocionais.Estes حوادث SA £ درجه برخی از نقاط ساخته شده در این estória، با استفاده از یک مثال - از خودکشی یک نوجوان. فراتر از دیگر، حساب © کارشناسی ارشد توسعه هشدار © متر به همه: à ‰ توصیه به فشار کلمات قبل از فیلمبرداری به دلیل SA £ درجه سلاح های خطرناک، قادر به ایجاد irreversÃveis ویران کردن ...

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب سیزده دلیل برای این که


#ادبیات اقتباسی - #ادبیات آمریکا - #ادبیات داستانی - #ادبیات معاصر - #ادبیات نوجوان - #داستان درام - #دهه 2000 میلادی - #پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز - #لیست برترین رمان های ادبیات نوجوان -
#انتشارات میلکان - #جی اشر - #فرمهر امیردوست
کتاب های مرتبط با - کتاب سیزده دلیل برای این که


 کتاب عشق
 کتاب هرگز ترکم مکن
 کتاب دوازده نشانه
 کتاب دنیای آشنا
 کتاب سور بز
 کتاب هتلی در کنج تلخ و شیرین